ضرورت کنار زدن عاملان وضع موجود!
محمدمهدی اسماعیلی در همایش خانواده محوری در مکتب شهید رئیسی مطرح کرد ؛ شهید رئیسی همواره به عنوان یک فقیه حامی حضور اجتماعی بانوان بودند
دکتر مخبر: شهید رئیسی تجسم حکمرانی عدالتمحور و مصداق رهرو صادق امام (ره) بود/ راه شهیدان پرواز اردیبهشت، مسیر آگاهیبخشی و ایستادگی است
توصیف دکتر رفیعپور از شهید رئیسی: رئیسجمهوری نادر که تمام زندگیاش را وقف ایران کر
گزارش تصویری | اختتامیه همایش بینالمللی الگوی حکمرانی شهید رئیسی
سرلشکر باقری: صادرات دفاعی در دولت شهید رئیسی ۳برابر شد
اسماعیلی وزیر فرهنگ دولت شهید در اختتامیه همایش الگوی حکمرانی شهید رئیسی: شهید رئیسی عدالت را به میدان سیاست آورد
اختتامیه همایش بینالمللی الگوی حکمرانی شهید رئیسی آغاز شد
محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ دولت شهید در همایش بزرگداشت شهدای خدمت مطرح کرد؛ شهید رئیسی گفتند میدانم حضور در انتخابات مثل نماز صبح بر من واجب است/ آیتالله شهید رئیسی تکامل یافته یک فرد مکتبی، انقلابی، جهادی و تکلیف گرای عقلانیت محور بود
گزارش تصویری | مراسم بزرگداشت شهدای خدمت در صحن مجلس شورای اسلامی
ضرورت کنار زدن عاملان وضع موجود!
محمدمهدی اسماعیلی در همایش خانواده محوری در مکتب شهید رئیسی مطرح کرد ؛ شهید رئیسی همواره به عنوان یک فقیه حامی حضور اجتماعی بانوان بودند
دکتر مخبر: شهید رئیسی تجسم حکمرانی عدالتمحور و مصداق رهرو صادق امام (ره) بود/ راه شهیدان پرواز اردیبهشت، مسیر آگاهیبخشی و ایستادگی است
توصیف دکتر رفیعپور از شهید رئیسی: رئیسجمهوری نادر که تمام زندگیاش را وقف ایران کر
گزارش تصویری | اختتامیه همایش بینالمللی الگوی حکمرانی شهید رئیسی
سرلشکر باقری: صادرات دفاعی در دولت شهید رئیسی ۳برابر شد
اسماعیلی وزیر فرهنگ دولت شهید در اختتامیه همایش الگوی حکمرانی شهید رئیسی: شهید رئیسی عدالت را به میدان سیاست آورد
اختتامیه همایش بینالمللی الگوی حکمرانی شهید رئیسی آغاز شد
محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ دولت شهید در همایش بزرگداشت شهدای خدمت مطرح کرد؛ شهید رئیسی گفتند میدانم حضور در انتخابات مثل نماز صبح بر من واجب است/ آیتالله شهید رئیسی تکامل یافته یک فرد مکتبی، انقلابی، جهادی و تکلیف گرای عقلانیت محور بود
گزارش تصویری | مراسم بزرگداشت شهدای خدمت در صحن مجلس شورای اسلامی
شهید رئیسی گفت اگر فقط خودم هم به خودم رای دهم در این صحنه میمانم؛ چون تکلیف است
وزیر ارشاد دولت سیزدهم میگوید: وقتی شهید رئیسی تولیت آستان قدس را پذیرفتند، ما دوستانی بودیم که کم کم به ایشان پیوستیم؛ دور ایشان جمع شدیم. زمانی گفتند که جایی را پیدا کردم و اینجا الان بلاتکلیف است؛ رئیس دفتر تحقیقات فرهنگی-اجتماعی آستان قدس شدم.
محمدحسن نجمی؛ عصر سیام اردیبهشت ماه سال گذشته بود که لابلای اخبار روزمره خبری آمد که جنس متفاوتی از دیگر خبرها داشت؛ ابتدا بسیاری آن را در حد شایعه دانستند؛ اما پس از گذشت ساعتی مشخص شد که واقعیت دارد؛ مفقود شدن بالگرد حامل رئیس جمهوری و همراهانش.
جستجوها برای یافتن بالگرد حامل ابراهیم رئیسی و همراهانش از همان ساعات اولیه آغاز شد و تا بامداد فردایش، سی و یکم اردیبهشت ادامه داشت. بامدادی که نیروهای امدادی توانستند بقایای هلیکوپتر و پیکرهای مسافران آن را پیدا کنند.
حالا در آستانه نخستین سالگرد این واقعه، محمدمهدی اسماعیلی وزیر ارشاد دولت سیزدهم به شهید جمهور آمده است و از آشنایی و مراودهاش با سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهوری فقید روایت میکند. او از تشکیل حلقه یک اطراف رئیسی در زمان تولیت آستان قدس میگوید که خودش هم در همان زمان وارد نزدیکان رئیسی شد.
در ادامه مشروح گفتوگوی شهید جمهور با محمدمهدی اسماعیلی وزیر ارشاد دولت سیزدهم را میخوانید؛
به مناسبت سالگرد حادثه سقوط هلی کوپتر رئیس جمهور فقید مرحوم آقای رئیسی و همراهانشان، در خدمت شما هستیم. در کابینه دولت سیزدهم، شما را به عنوان فردی نزدیک به آقای رئیسی میشناسیم. این سابقه آشنایی از چه زمانی شروع شد؟
آغاز آشنایی و مراوده من با شهید آیت الله رئیسی، به نوروز ۱۳۸۷ بر میگردد. آن سال در محضر ایشان و تعدادی از مقامات مذهبی و سیاسی کشور، برای افتتاح گنبد بازسازی شده حرم کاظمین علیهم السلام عازم عراق بودیم. آن زمان عراق منطقه پرواز ممنوع بود. تا ایلام همه مسیر را با یک اتوبوس همراه حاج آقای رئیسی رفتیم که ارشدترین مقام سفر بودند که معاون اولی قوه را بر عهده داشتند. من آن زمان معاون مرکز بررسیهای ریاست جمهوری دولت نهم بودم. دوستان و فرزندان برخی از مراجع معظم تقلید و مسئولین دفاترشان هم بودند. هیئت جمع و جور سیاسی و مذهبی بود. البته دیدار هم رسمی نبود. از طرف مجموعهای که کار بازسازی حرم را بر عهده داشتند دعوت شده بودیم و به صورت اتفاقی کنار هم قرار گرفته بودیم. در آن سفر اتفاقاتی رخ داد و دولت آقای مالکی که تازه مستقر شده بود، با همین گروههای شیعی مانند گروه صدر در نزاع بودند و در کاظمین ناخوداگاه چند روزی در همان هتل گرفتار شده بودیم تا فضا آرام شود. خود سفر بهانهای بود و این اتفاقات هم این گروه را به هم نزدیک کرد و باب آشنایی و مراودت را باز کرد. حاج آقا هم یک روحیه متواضع، فروتنانه، خاکی، خوش مجلس و خوش گعده داشتند. با وجود این که آن زمان از نظر سنی هم خیلی جوان بودیم، ولی ایشان خیلی ما را تحویل میگرفتند. همزمان چند ماه بود که یکی از دوستان نزدیک ما – آقای مقداد نیلی – داماد ایشان شده بود. به این واسطه این ارتباط ادامه داشت. البته در دوره دستگاه قضایی طبیعی بود که امکان همراهی و همکاری با ایشان برای ما فراهم نبود. ولی وقتی ایشان تولیت آستان قدس را پذیرفتند، ما دوستانی بودیم که کم کم به ایشان پیوستیم. مجموعه دوستانی که شروع به همکاری تدریجی با ایشان کردیم، دور ایشان جمع شدیم. ایشان یک روحیه انقلابی و تحول خواه داشتند. از نیروهای تازه نفس، پر تلاش و پر انگیزه خیلی استفاده میکرد. مثلا همین آقای حاج حسین یکتا، مسئول بنیاد کرامت شد که آن موقع به راه انداخته بودند. رفقای دیگر مانند آقای منصوری در بنیاد کرامت شروع به همکاری کردند. آستان یک دفتر تحقیقات فرهنگی-اجتماعی داشت و خیلی با حاج آقا گفتگو میکردیم که چه کاری را در مجموعه ایشان به عهده بگیرم، ایشان هم فرد دقیقی بود. زمانی گفتند که جایی را پیدا کردم و اینجا الان بلاتکلیف است. حکم آنجا را به نام من زدند و رئیس دفتر تحقیقات فرهنگی-اجتماعی آستان قدس شدم.
نظرسنجیها در اوایل سال ۹۶ نشان میداد که ۵۰ درصد از مردم رئیسی را نمیشناسند
*به نوعی حلقه یک اطراف آقای رئیسی در زمان آستان شکل گرفت.
نکته این بود که دستگاه قضایی یک دستگاه کاملا سلسله مراتبی و تخصصی و حقوقی-قضایی است. اما اینجا امکان فعالیتهای فرهنگی-اجتماعی داشت. حضرت آقا تاکید داشتند در دوره ای که بعد از ۳۷ سال تولیت آستان تغییر میکرد، آستان وارد فعالیتهای خدمات اجتماعی شود. چون حاشیههای مشهد، حاشیه نشینیاش از همه جا بیشتر بود و ناگهان حاج آقا به آستان یکسری تغییر ماموریتهای جدی پدید آورد. حرم که عمدتا خدماتش محدود به همین محدوده فیزیکی بود، ناگهان گشایشهای عجیبی پیدا کرد. مثلا مفهومی به نام خادمیاری آوردند که ۲۰۰ هزار نفر در سطح کشور خادمیار شدند. مثلا دکتر و پزشکی در شهر کوچکی در استان آذربایجان شرقی بود، هفته ای چند ساعت خود را به خدمت و نیت خدمت به آستان قدس رضوی به بیماران خدمت رایگان میداد. این اتفاق بزرگی بود. تحول جدی رخ داد و ناگهان جریانات کشور متوجه پدیده مهم اجتماعی شدند.
شخصیتی که سالها میشناختند؛ اما در قامت یک مسئول قضایی موفق که از دهه شصت، که یک جوان ۲۵ ساله بود، مستقیم از امام حکم داشته و امام اختیارات یک مجتهد جامع الشرایط را در اجرای حدود و قصاص، شخصا به آقای رئیسی و آقای نیری حکم داده بودند. آنهم در حالی که شورای عالی قضایی با بزرگان بود. این شخصیتی که سالها در سمتهای قضایی بود، در یک جایگاه فرهنگی و اجتماعی آمده بود و ناگهان پدیده جدید فضای عمومی کشور شده بود. از آن زمان با ایشان بودیم و انتخابات ۹۶ تا به قوه قضاییه رسید که خدمتشان بودیم تا انتخابات ۱۴۰۰ و کارزار انتخاباتی آن زمان و وزارت ارشاد و تا لحظه شهادت این توفیق را داشتیم که به ایشان خدمت کنیم.
اسماعیلی: به شهید رئیسی گفتیم اگر رد صلاحیت شدهها بیایند بالای ۲۴میلیون رای میآورید؛ استدلال ما را پذیرفت/ تا اسفند ۹۹ برنامهای برای انتخابات نداشت
*در سال ۹۶ که ایشان نامزد میشدند و میخواستند نامزد شوند، حلقه ای که به ایشان مشاوره میدادند، شما و دوستانی بودید که در آستان بودند؟
من سال ۹۶ آن قدر به ایشان نزدیک نبودم که طرف مشورت ایشان برای اصل موضوع باشم. ایشان به شدت از بحث ورود به انتخابات استنکاف میکردند. آن زمانی که به هر دلیلی به این تکلیف رسیدند، اواخر بهمن ۹۵ بود. آن زمان در گفتگوهای دوستانه خودمان اظهار نگرانی میکردیم که حاج آقا میخواهد وارد کارزار با رئیس جمهوری شود که دور دوم او است. دولت آقای روحانی یک مسئله مهم مانند مذاکرات را جلو برده بود و تحولاتی حول آن شکل گرفته بود. اساسا سابقه انتخابات ریاست جمهوری نشان میداد که رقابت با یک رئیس جمهور در دور دوم کار دشواری است. ایشان از قضا شخصیتی شناخته شده سیاسی هم نبود. میان رجال سیاسی و اصحاب رسانه ایشان شناخته شده بودند ولی مردم او را خیلی نمیشناختند. همان زمان نظرسنجیهایمان در اوایل سال ۹۶ نشان میداد که ۵۰ درصد از مردم او را نمیشناسند. در حالی که باوجود افراد دیگری مانند رئیس جمهور مستقر و بعد معاونش که کاندیدا شدند و آقای قالیباف، تصور این که ایشان از این حوزه به موفقیتی برسد، شاید برای نزدیکان ایشان هم محتمل نبود. ولی چون ایشان آدم تکلیفگرایی بودند، خیلی محکم وارد عرصه شدند و در کمتر از دوره ۲۲ روزه، به سی استان کشور سفر کردند. هرچه زمان جلو آمد، به عنوان کاندیدای اصلی جریان انقلابی شناخته شدند و در عرصه، تنها نماینده جریان انقلابی شدند و ماندند و برای اولین بار در تمام ادوار ریاست جمهوری، با ۴۰ درصد آرای مجموع رای دهندهها نفر دوم شدند.
حدود ۶۰ و خردهای از اعضای مجلس خبرگان رهبری در نامهای از حضرت آقا خواهش کردند که اجازه دهند آقای رئیسی وارد انتخابات شوند
*آن زمان برخی علما از جمله آقای شاهآبادی به آقای رئیسی نامه نوشته بودند که در آستان بمانید و بهتر است.
من هم نامه مرحوم شاهآبادی را دیدم. ولی از خبرگان، تقریبا اواسط سال ۹۵ نزدیک به ۶۰ نفر به حضرت آقا نامه نوشتند. حدود ۶۰ و خردهای از اعضای مجلس خبرگان رهبری که نهایتا ۸۰ و چند نفر هستند، در نامهای از حضرت آقا خواهش کردند که اجازه دهند آقای رئیسی وارد انتخابات شوند. آقای شاهآبادی یک عضو خبرگان بودند. بالای ۶۰ نفر این درخواست را داشتند. یادم است جریان اصولگرا تشکیلاتی به نام جمنا درست کرده بودند. من از قضا آن زمان به دلیل جایگاه جانشینی بسیج اساتید دانشگاه و فعالیت در جاهای دیگر، دبیر کمیته دانشگاهیان جمنا بودم. در جمنا اجتماعی برای رای گیری برای ۵ نفر وجود داشت و تقریبا ۳ هزار نفر از همه جای کشور جمع شده بودند. نفر اول آقای رئیسی با ۲ هزار و ۵۰۰ نفر رای بود و نفر دوم تا پنجم با اختلاف ۱۰-۱۵ رای بودند. اگر خاطرتان باشد چند بار هم نفر پنجم و ششم تغییر کردند. ایشان با فاصله نجومی نسبت به دیگران بودند و مورد اجماع قاطبه جریان انقلابی بودند. انگار ناخوداگاه امر بر ایشان متعین شده بود. ایشان هم محکم پای کار ایستادند و نزدیک ۱۶ میلیون رای آورد.
*رهبری جواب نامه خبرگان را دادند؟
طبیعنا حضرت آقا به این نامهها پاسخ نمیدهند اما آنها به عنوان یک اعلام نظر و کسب اجازه از بابت نگاه خودشان این کار را کردند. ولی هیچ بحثی از نگاه رهبری نسبت به این انتخابات و این که فردی کاندیدا شود، نه در سال ۹۶ و نه در ۱۴۰۰ نداشتیم. جمع بندی این بود. یکی از ویژگیهای مهم آیت الله رئیسی این بود که هیچ وقت حاضر نبود پای تصمیمات خودش، هزینهای برای مقام معظم رهبری یا شخصیتهای دیگر ایجاد کند. اگر به آن تکلیف میرسید، با قوت انجامش میداد و به عنوان یک تکلیف الهی نگاه میکرد. شاید این صحبتی که میکنم در ادبیات سیاسی متعارف کشور و حوزه انتخابات مسموع نیست و شاید بیان آن غریب و غلو به نظر برسد؛ ولی آیت الله رئیسی برای موضوعات خودش، آن چه که به عنوان تکلیف شرعی به آن میرسید عمل میکرد. در انتخابات ۹۶ اوایل خیلی از دوستان میگفتند در شکل مناظرات، ایشان کنش قابل توجهی برای ایجاد جذبه برای افکار عمومی ندارد. یادم است مناظره اول که تمام شده بود، یکی از این آقایان به دفتر ما آمده بود که کار ایشان را انجام میدادیم و گفت آقای رئیسی در انتخابات محو شد و در این دعوایی که در صحنه انتخابات شکل گرفت، غایب بود. انتخابات برای آنهایی است که دعوا میکنند. این استدلالی بود. جملهای که به ایشان گفتم این بود که از آقای رئیسی نمیتوانید توقع فردی را داشته باشید که حاضر است برای رای و ایجاد جاذبه در افکار عمومی حرفی بزند که به آن اعتقاد ندارد. مثلا همین فرد معروفی که در حوزه اهل شرق کشور فعال است و خیلی هم برو بیا دارد، همان سال پیش حاج آقا رئیسی آمدند و گفتند قول دهید از این جریانی که نمایندگی میکنم یکی دو نفر را در سطح استاندار و وزرا به کار بگیرید. حاج آقا گفتند که چنین قولی را نمیدهم. گفتند شما فقط حرفش را بزنید. از این ناراحت بود که سال ۹۲ نفر پیروز انتخابات به او قول داد و این کار را نکرد. اما میگفت که او این بار قول داده است. حاج آقا گفت مطمئن هستید که انجام میدهد؟ گفت مطمئن نیستیم و ممکن است انجام ندهد. ولی چون ما شما را دوست داریم، فقط بگویید تا توجیه پیدا کنم. ایشان حاضر نشدند این قول را بدهند. میگفت چرا باید قولی دهم که مشخص نیست بتوانم انجامش دهم؟ یا به خاطر رای آوردن، به چنین موضوع و پیش شرطی تن دهم؟ حتی سال ۱۴۰۰ که اینها حمایت کردند، باز هم ایشان هیچ قولی ندادند. مثلا در دورهای که در وزارت ارشاد بودم، اولین رایزن فرهنگی برادران اهل سنت را به مصر فرستادیم. یعنی در قاهره رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی از برادران اهل سنت بود. ولی حاج آقا رئیسی و شخصیت ایشان طوری نبود که بخواهد با تبلیغات به این چیزها بخواهد برای خود اقبال عمومی کسب کند. ایشان با رعایت همه جوانب اخلاقی {پا به عرصه گذاشته بودند}. در مناظرات ۹۶ که عرصه را تنگ کردند و به ایشان تاختند، گفتند که این سینه من مملو از اسرار است. بالاخره ایشان جزو ارشدترین مقامات قضایی تاریخ کشور تا آن زمان بودند. حاکم شرع دادگاهویژه روحانیت بودند. ولی گفتند من اجازه ندارم در این بحثها از این موارد استفاده کنم. علیرغم همه فشارها پای اخلاق ایستادند. این مشی ایشان به طرز عجیبی مورد اقبال مردم قرار گرفت که سال ۱۴۰۰ به اجماع ملی انجامید و ایشان به انتخابات وارد شدند.
*سر انصرافهای سال ۹۶ اگر خاطرتان باشد یک حالت تنش بین اردوگاههای آقای قالیباف و آقای رئیسی بود. نظر ایشان چه بود؟ آیا به رای گیری سپردند یا هرچه مشاورانشان میگفتند قبول میکردند؟
ما خدمت شهید رئیسی رسیدیم و از ایشان خواهش کردیم که از آقای دکتر قالیباف بخواهند انتخابات را ادامه دهند. معتقد بودیم که اگر آقای قالیباف در صحنه بمانند، حتما انتخابات به دور دوم خواهد کشید. شبیه همان اتفاقی که در سال ۱۴۰۳ رخ داد. ولی آن جمع بندی که شد از مکانیزم دقیقش خیلی اطلاع ندارم. چون جلساتی که بود را حاج آقا خیلی شرکت نمیکردند و کار خود را انجام میدادند. ایشان از روز اولی که آمدند گفتند که اگر فقط خودم هم به خودم رای دهم در این صحنه خواهم ماند؛ چون تکلیفم این بوده است. موضع ایشان روشن بود. آن روز هم ما مصر بودیم که این اتفاق بیافتد. کتابی را در مصاحبه با ایشان درمورد انتخابات ۹۶ نوشتم که حاصل ۳۰-۴۰ ساعت مصاحبه اختصاصی من با ایشان است که به عنوان جامعه شناسی انتخابات ۹۶ از طرف مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ شده است. آن جا خیلی مشروح این مباحث را در محضر ایشان آوردهایم.
شهید رئیسی نفراتی را مورد پیگرد قضایی قرار داد که برای کسی قابل باور نبود
اسماعیلی: به شهید رئیسی گفتیم اگر رد صلاحیت شدهها بیایند بالای ۲۴میلیون رای میآورید؛ استدلال ما را پذیرفت/ تا اسفند ۹۹ برنامهای برای انتخابات نداشت
*بعد از انتخابات ۹۶، ایشان همچنان آستان قدس بودند تا سال ۹۷. از آن جا نقل مکانشان به قوه قضاییه معلوم بود؟ چه اتفاقی افتاد که باعث شد آستان را کنار بگذارند؟ به جز حکم رهبری، چه فعل و انفعالاتی رخ داد که رضایت دادند؟
بعد از این که دوره مدیریتی آقای لاریجانی در قوه قضاییه داشت به اتمام میرسید، اتفاقی افتاده بود که مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی از دنیا رفتند و حضرت آقا تصمیم گرفتند که آقای آملی لاریجانی در جایگاه ریاست مجمع تشخیص قرار بگیرند. ۹ ماه قبل از پایان ۵ ساله دوم آقای آملی لاریجانی بود که حاج آقا خدمت حضرت آقا فرموده بودند که برای من خیلی سخت که از آستان جدا شوم. تعبیر خودشان بود که از روضه من الروضات الجنه – باغی از باغهای بهشت – میخواهم خارج شوم و به جایی بروم که دو نفر مراجعه کنند حداقل یکی ناراضی است و انسان در معرض خطا است. برای افراد متشرع امر قضاوت به دلیل امکان اشتباه خیلی سنگین است. آقا فرمودند بودند روز اولی که شما را به این جا فرستادم میدانستم خیلی سخت است که شما جدا شوید. ولی این تکلیف شما است. ایشان هم فرمودند که – به تعبیر من – علی عینی. خانواده شان هم ناراضی بودند. چون بالاخره جوار علی بن موسی الرضا خیلی برایشان پر جاذبه بود و ایشان در آن جا به لحاظ معنوی و خدمت رسانی حال خوبی داشتند. شما میتوانستید فضای عمومی مشهد را ببینید.
همان انتخابات ۹۶ شاید ایشان چند برابر رئیس جمهور مستقر در مشهد رای آورده بودند. به دلیل علاقهای که مشهدیها نسبت به تغییرات آن جا داشتند. ولی ایشان آمدند. خیلیها تصور میکردند که وقتی ایشان وارد قوه قضاییه شود، به دلیل نوع نگاهی که به دستگاه قضایی داشت، از جایگاه یک شخصیت محبوب فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، با مشکلاتی که در دستگاه قضایی وجود دارد نزول پیدا میکند و به تدریج در قالب مقام قضایی سابق خود قرار میگیرد. یادم است که بهمن ۹۷ که تقریبا قطعی شده بود که میخواهند بروند، یک نظرسنجی به یکی از مراکز معتبر سفارش دادم تا در مورد قوه قضاییه انجام دهد. یک شب جمعه که به حرم مشرف بودم به محضر ایشان رفتم، در اتاق تولیت، برای ایشان این نتایج را خواندم. برای ایشان خیلی تعجب برانگیز بود. تقریبا سرمایه اجتماعی قوه ته کشیده بود. یادتان هست آن ایام درگیریها و اختلافاتی بود و مرتب دستگاه قضایی درگیرش بود و با چنین دستگاهی که به شدت سرمایه اجتماعی خود را از دست داده است و قرار است ملجا و محل امید مردم باشد کار سختی بود.
ایشان این کار را شروع کردند و همین نظرسنجی بهمن را در انتهای خردادماه ۹۸ و بعد از ۴ ماه تکرار کردیم، نتایج را که دیدم، برای من به عنوان کارشناس حوزه افکار سنجی با بیش از سه دهه سابقه فعالیت خیلی عجیب بود. فکر کردم که شاید مجموعه دستگاهی که این کار را انجام داده است دقت لازم را نداشته است. مگر میشود این اعداد به صورت عجیبی رشد کرده باشد؟ و محبوبیت رئیس قوه از حدود ۲۰ درصد به ۵۰ درصد رسیده باشد. آن هم به فاصله چهار ماه. به همین دلیل جرئت نکردم این نظرسنجی را به ایشان بدهم. گفتم که یک بار دیگر برای پایایی قصه، به مرجع دیگری ارائه دادم. آن مرکز هم این کار را انجام داد. دو مرکز معتبری بودند که شاید به دلیل محدودیتهایی که خودشان دارند، اسمشان را نمیآورم. این را تکرار کردند و اعداد عینا همان شد. جرئت کردم که جلسهای به محضر ایشان بروم و قبل از سخنرانی هفته قوه قضاییه سال ۹۸ خدمتشان گزارش دادیم و این اتفاق خیلی برایمان مهم بود. آیت الله رئیسی در عین حال که فردی تکلیف گرا بود، کاملا به حساسیتهای افکار عمومی و نقاط مورد مطالبه مردم توجه میکرد. چیزی که آن روزها در قوه قضاییه دیده میشد، موضوع فساد بود. آیت الله رئیسی وجه همت غالب خود را فسادستیزی گذاشته بود.
*فساد در قوه؟
از قضا در حکم آقا همین بود که در داخل قوه؛ ایشان نفراتی را مورد پیگرد قضایی قرار داد که برای کسی قابل باور نبود. هزینههای زیادی هم دادند.
*چند مورد از هزینهها را میشود نام ببرید؟
بالاخره افرادی که به هر حال در جایگاههای معتبری در مجموعه دستگاه قضایی بودند و با این اتهامات مورد پیگرد قضایی قرار میگیرند، افرادی بودند که نسبت به این فرد، حس طرفداری و حامی و فشار داشتند. سالها در جایگاه معتبری بودند. ایشان در مقابل فساد، کاملا بدون هیچ گونه مسامحه ای برخورد میکرد . همه میدانستند خط قرمز ایشان، تخلف است. اگر نزدیکترین فردشان هم میبود، برخورد میکردند.
بنابراین ممکن است این حجم بالای برخوردها در جمع خواص مورد استقبال قرار نگیرد. ولی برای مردم بسیار شگفت انگیز بود. بعد از اتفاقات ۹۸، تقریبا سرمایه اجتماعی دولت مستقر هم کاملا ته کشیده بود. عددهای عجیبی را گزارش میدادند. ۱۶ آذر ۹۸ بود که ایشان به همراه دو سه تا از دوستان پیشنهاد دادیم که دانشگاه تهران خیلی مصر هستند که شما برای سخنرانی ۱۶ آذر بیایید. ایشان گفتند که بررسی کنیم. من و چند نفر از رفقا جلساتی گرفتیم و بچههای دانشجوی دانشگاه تهران هم مصر بودند که اولا همان روز ۱۶ آذر باشد و ثانیا بعد از ظهر باشد و ثالثا در دانشکده فنی باشد. نمیدانم چقدر فضای دانشگاه تهران را میشناسید. ولی من دو دهه است که آن جا مدرس و هیئت علمی آن جا هستم.
*سیاسیترین دانشکده دانشگاه تهران.
بله – مثلا میشد گفت که رئیس جمهور صبح به تالار علامه امینی برود و هشتاد درصد جمعیت مدعوین رسمی و اساتید هستند و دانشجوها خیلی قلیل هستند. دانشکده فنی و تالار شهید چمران همان ۱۶ آذر ۳۲ را تکرار میکند. یکی از اساتید علوم سیاسی دانشگاه تهران، نیم ساعت قبل از برنامه به من زنگ زد و گفت که فلانی شما خیلی اشتباه کردید. شما او را این جا آوردهاید و ایشان را به عنوان مقصر اتفاقات ۹۸ معرفی خواهند کرد. از این حرفهای ناامیدکننده میزدند؛ ایشان هم کارشناس و رئیس دانشکده علوم سیاسی در دورههای مختلف بودند. وقتی اینها را به من میگفت، با خود میگفتم که نکند غفلت کرده باشم؟ از قضا شب قبل هم خدمت ایشان که از سفر استانی اصفهان برگشته بودن، رفتم. به من گفتند که یکی از آقایان آمده بود و پیشنهاد داده بود که ۱۶ آذر به دانشگاه آزاد تهران جنوب بروید. نظر شما چیست؟ گفتم این صحبتی که میزند ناشی از ترس او است. شاید هم درست میگوید.
ایشان با همه این مخاطرات، به من یا دوستان دیگر {نگرانی را} منتقل نمیکرد. اما شاید جذابترین جلسه دانشجویی این یک دهه اخیر شد. بعد از سال ۸۸ فضای سیاسی دانشگاهها دچار افت و نزول شد. این جلسه یک جلسه پر حرارت شد و از قضا دانشجوها یک سری کارگر، پیک موتوری و کارگر کارخانههای ورشکسته را آورده بودند. یک جلسه داغ و پر چالش شده بود که حتما فیلمش را دیده اید. ایشان با قوت، هم از مبانی انقلاب دفاع کردند و هم نگاه خودشان را توضیح دادند. شاید آن روز و آن لحظات که در ردیف اول نشسته بودم، خیلی به من سخت میگذشت.
ما فکر میکردیم که جلسه هم پخش مستقیم نمیشود. گفتیم اگر حاشیهای هم شد، میتوان جمع کرد. اما بچههای بسیج روی پیج اینستاگرام به طور مستقیم گذاشته بودند و جلسه داشت پخش مستقیم میشد. چنین جلسهای که هیچ سانسوری در آن نبود و بچهها از اتفاقات آبان ۹۸ عصبانی بودند. قشر مستضعف جامعه دچار التهاب شده بود. اما در داغترین جلسه دانشجویی، ایشان به این صورت با قوت و قدرت جلسه را اداره کردند و تحسین همگان را برانگیخت. ایشان رئیس قوه بود. هر صحبتش میتوانست حاشیه جدیدی ایجاد کند.
شهید رئیسی تا اسفند ۹۹ هیچ برنامهای برای انتخابات نداشت
*شما در قوه مسئولیت داشتید؟
در دفتر ویژه رئیس قوه بودم. ایشان دفتر ویژهای داشتند که در آن چند نفر از دوستان بودند. همین بحثهای حاشیهای و جلسات جانبی ایشان {را دنبال میکردیم}. مثلا ما نزدیک به سی جلسه برای ایشان پیشنهاد دادیم. یکی از آن با فعالان محیط زیست بود که اگر خاطرتان باشد پرونده محیط زیستیها {دنبال میشد}. همان زمان، خبرنگارانی که شاید خیلی نگاه منفی به قوه داشتند را دعوت کردیم و به جلسه آمدند. یادم است یکی از آنها شاید خیلی حجاب متعارفی برای آن روزها نداشت. آن هم جلسه با آیت الله رئیسی در دستگاه قضایی. یکی از افراد به ایشان تذکر داده بود و او گفته بود اگر نمیخواهید میروم. به من گفتند و گفتم کاری با ایشان نداشته باشید. همه حرف زدند. جلسه طوری نبود که بشود مهندسی کرد. اگر فرضا از اول مشخص میکردیم که ۸ نفر صحبت کنند، در جلسه هرکسی میخواست حرف بزند، ایشان میگفت آمدهام که بشنوم. همه حرف بزنند. نتیجه این شد که همین خانم خبرنگار بعدا توییت زده بود که برای اولین بار وارد جلسهای شدم که اولا دستگاه قضایی و رئیس آن دعوت کرد. یک نفر نگفت چه چیزی بپرس و بگو. حرفهایمان را زدیم و آقای رئیسی راحت جوابمان را دادند. همین اتفاق برای سینماگران و متخصصان علوم اجتماعی رخ داد.
*برخی میگویند که شاید اینها پیش زمینههایی برای ۱۴۰۰ بوده است. اصلا ایشان فکری داشتند؟
ایشان تا اسفند ۹۹ هیچ برنامهای برای انتخابات نداشتند. شاهدش هم این است که از هر کدام از کاندیداهایی که ثبت نام کرده یا نکردند، پیش ایشان آمدند، و گفتند که ایشان ثبت نام کند. مثلا از ایشان میپرسیدند که آیا میخواهید بیایید؟ چون همه نظرسنجیهای سال ۹۸-۹۹ به بعد نشان میداد که ایشان با فاصله زیادی محبوبترین فرد سیاسی کشور شدهاند. یادم است صدا و سیما یک نظرسنجی دارد که هر سال تکرار میکرد. فاصله ایشان با نفرات بعدی که رئیس جمهور دوره اصلاحات بود و همیشه مقبولیت داشت یا رئیس جمهور دولت نهم که محبوبیتهای خوبی داشتند، سال ۹۸ ایشان از همه اینها فاصله گرفت. شاید مهمترین دلیلی که کمکم این جمع بندی بین دلسوزان شد که ایشان باید بیایند، این حس عمومی بود که به ایشان به عنوان یک اجماع ملی برای ورود به انتخابات نگاه میشد.
اسماعیلی: به شهید رئیسی گفتیم اگر رد صلاحیت شدهها بیایند بالای ۲۴میلیون رای میآورید؛ استدلال ما را پذیرفت/ تا اسفند ۹۹ برنامهای برای انتخابات نداشت
*برای نامزدی ایشان در ۱۴۰۰ چیزی که مجابشان کرد چه بود؟
ایشان مشورتها را میگرفتند ولی خودشان تصمیم میگرفتند. در مسئلهای مانند انتخابات هم ما در جایگاهی نبودیم که ما را توجیه کنند که چرا آمده است. تصمیم ایشان را اعلام میکردیم. یک بار در اواخر سال ۹۹ خدمتشان رسیدم. از آن جایی که متخصص نظرسنجیها بودیم، نظرسنجیها را خدمت ایشان عرضه میکردیم. آن زمان کرونا هم اوج گرفته بود. به ایشان گفتم که این نظرسنجی بهمن و اسفند ۹۹ است. در این فاصله، نشان میدهد که مشارکت انتخابات خیلی کم است. مثلا آن زمان، مشارکت حدود ۳۰ درصد بود. گفتیم طبیعی است و هرچه به انتخابات نزدیک میشویم {مشارکت} بیشتر میشود.